کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وفات-کردن | کلماتور
معنی کلمه : وفات کردن
تلفظ بین المللی :
/vafˈɑt kˈardan/
تلفظ :
[vaf'At k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وفا کردن
ور و وات کردن
علی بن وفای کرد
وفات
وفات نامه
وفات یافتن
وفات جعفر بن محمد حسنی
وفات حضرت زینب
وفات حضرت زینب سلام الله علیها
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
pass
(فعل)
قبول کردن، قبول شدن، تصویب کردن، رخ دادن، گذراندن، اجتناب کردن، رد کردن، سپری شدن، گذشتن، رد شدن، سرامدن، عبور کردن، تمام شدن، سبقت گرفتن از، مرور کردن، عقب گذاشتن، پاس دادن، تصویب شدن، رایج شدن، وفات کردن
کلمات مرتبط
وفا کردن
ور و وات کردن
علی بن وفای کرد
وفات
وفات نامه
وفات یافتن
وفات جعفر بن محمد حسنی
وفات حضرت زینب
وفات حضرت زینب سلام الله علیها
نظرات