کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ورافتادن | کلماتور
معانی کلمه : ورافتادن
تلفظ بین المللی :
/varˈɑftˈɑdan/
تلفظ :
[vaR'Aft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
سرنگون وارافتادن
ور افتادن
وراستادن
ورافتاده
شور درافتادن
کرم درافتادن
برافتادن
درافتادن
واستادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
ورافتادن. [ وَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) مستأصل شدن. از بیخ برکنده شدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مضمحل شدن. منقرض شدن. از بین رفتن. || از باب افتادن. دمُده شدن. از مد افتادن. منسوخ شدن. ناباب شدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به برافتادن شود.
فرهنگ عمید
۱. برافتادن، منسوخ شدن، از مد افتادن.
۲. از بین رفتن.
فرهنگ معین
(وَ. اُ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) از مد افتادن ، منسوخ شدن .
کلمات مرتبط
سرنگون وارافتادن
ور افتادن
وراستادن
ورافتاده
شور درافتادن
کرم درافتادن
برافتادن
درافتادن
واستادن
نظرات