واریز. ( اِمص مرکب ) عمل واریختن. رجوع به واریختن شود. انهدام. ریختن قسمتی از بنا یا چاه و قنات و نظایر آن. || تفریغ حساب. تسویه حساب.
فرهنگ عمید
۱. = 〈 واریز کردن ۲. خراب شدن؛ خرابی. 〈 واریز کردن: (مصدر متعدی) ۱. ریختن مقداری پول به یک حساب مشخص. ۲. (مصدر لازم) فرو ریختن چیزی مثل گچ یا کاهگل از سقف یا دیوار؛ خراب شدن: دیوار اتاق واریز کرده بود.
۱. = * واریز کردن۲. خراب شدن، خرابی.* واریز کردن: (مصدر متعدی )۱. ریختن مقداری پول به یک حساب مشخص.۲. (مصدر لازم ) فرو ریختن چیزی مثل گچ یا کاهگل از سقف یا دیوار،...
فرهنگ معین
۱ - (اِمص . ) عمل ریزش یا ریختن . ۲ - ریختن پول به حساب .