کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه واریز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : واریز کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑriz kˈardan/
تلفظ :
[v'ARiz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حساب را واریز کردن
قاتی واتی کردن
الوار دار کردن
الوار را قطع کردن
دایره وار حرکت کردن
رئیس وار رفتار کردن
صدف وار کردن
فاش وابراز کردن
وادی کردن
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
واریز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منهدم شدن. ریختن قسمتی از بنا در چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن. || رسیدگی کردن به حسابها. تفریغ حساب کردن. تسویه حساب کردن.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
settle (فعل)فرو نشستن، ماندن، جا دادن، تصفیه کردن، معین کردن، مسکن گزیدن، تسویه کردن، فیصل دادن، ساکن کردن، مسکن دادن، واریز کردن، نشست کردن، مستقر شدن، مقیم کردن، مستقر ساختن، مقیم شدن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردنeven (فعل)صاف کردن، هموار کردن، واریز کردن، مسطح کردنsquare (فعل)وفق دادن، واریز کردن، مربع کردن، مجذور کردن، چهار گوش کردن، به توان دوم بردن، جور دراوردن...
کلمات مرتبط
حساب را واریز کردن
قاتی واتی کردن
الوار دار کردن
الوار را قطع کردن
دایره وار حرکت کردن
رئیس وار رفتار کردن
صدف وار کردن
فاش وابراز کردن
وادی کردن
نظرات