کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هوید | کلماتور
معانی کلمه : هوید
تلفظ بین المللی :
/hˈavid/
تلفظ :
[h'avid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
نا هویدا
هویدایی
هویدا
امیرعباس هویدا
هویدک
هویدیک
هویدا امیرعباس
هویدا فریدون
ادویگ فان هویدونک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
هوید.
[ هََ ] (اِ) گلیمی که گرداگرد کوهان شتر کشند. (انجمن آرا) (آنندراج از سروری از سامی )
:
ورا جای بر زنده پیلی سپید
مهان ، بر هیونان عودی هوید.
اسدی (گرشاسب نامه ).
تو هنوز از روی رعنایی ز بهرلاشه ای
گاه دربند هویدی گاه دربند مهار.
سنایی (از آنندراج ).
هوید. [ هَُ...
فرهنگ عمید
۱. جهاز شتر: تو هنوز از راه رعنایی زبهر لاشه ای / گاه در نقش هویدی گاه در رنگ مهار (سنائی۲: ۱۳۰ ).
۲. تکۀ نمد که گرداگرد کوهان شتر می گذارند، نمدزین.
فرهنگ معین
(هَ وِ یا هُ وَ ) (اِ. ) ۱ - نمدی که گرداگرد کوهان شتر می گذارند. ۲ - پالان ، زین .
کلمات مرتبط
نا هویدا
هویدایی
هویدا
امیرعباس هویدا
هویدک
هویدیک
هویدا امیرعباس
هویدا فریدون
ادویگ فان هویدونک
نظرات