پیدا؛ آشکار؛ ظاهر؛ واضح و روشن.
〈 هویدا شدن: (مصدر لازم) ظاهر شدن؛ آشکار شدن.
(تلفظ: hoveydā) روشن ، آشکار ، نمایان ، خوب پیدا .
آشکار، آشکارا، بدیهی، پدید، پدیدار، پیدا، جلی، ظاهر، مبرهن، محسوس، مرئی، مشهود، معلوم، نمایان، نمودار، نمودار، واضح ≠ پنهان، پوشیده