Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هم نشین شدن

تلفظ بین المللی : /hamnˈeʃin ʃˈodan/ تلفظ :‌ [hamn'eSin S'odan]
مترادف و متضاد
  • هم نشین
  • هم نشین ریختان
  • ملکه هم نشین
  • مگس های هم نشین
  • احسان به هم نشین
  • رابطۀ هم نشینی
  • هم نشینی
  • ناخن کوچکه ی کسی هم نبودن یا نشدن
  • هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می نشینه
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

assort (فعل)
جور کردن، طبقه بندی کردن، مناسب بودن، هم نشین شدن

consort (فعل)
جور کردن، هم نشین شدن

کلمات مرتبط

  • هم نشین
  • هم نشین ریختان
  • ملکه هم نشین
  • مگس های هم نشین
  • احسان به هم نشین
  • رابطۀ هم نشینی
  • هم نشینی
  • ناخن کوچکه ی کسی هم نبودن یا نشدن
  • هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می نشینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات