کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هم-رای-بودن | کلماتور
معنی کلمه : هم رای بودن
تلفظ بین المللی :
/hˈam rɑj bˈuːdan/
تلفظ :
[h'am RAj b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بچهها کنار حوض نشسته بودند و داشتند آب به سر و روی هم میپاشیدند.
نا همرای بودن
همراه بودن
تا کشتن همراه بودن
بدون همراه
هم رای
روی هم
روی هم رفته
روی هم چینی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
agree
(فعل)
موافقت کردن، اشتی دادن، متفق بودن، درست کردن، موافق بودن، پسند امدن، ترتیب دادن، جلوس کردن، سازش کردن، تن در دادن به، هم رای بودن
concur
(فعل)
موافقت کردن، هم رای بودن، دمساز شدن
کلمات مرتبط
بچهها کنار حوض نشسته بودند و داشتند آب به سر و روی هم میپاشیدند.
نا همرای بودن
همراه بودن
تا کشتن همراه بودن
بدون همراه
هم رای
روی هم
روی هم رفته
روی هم چینی
نظرات