کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روی-هم | کلماتور
معانی کلمه : روی هم
تلفظ بین المللی :
/ravˈiːjeːˌam/
تلفظ :
[Rav'i:je:,am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روی هم رفته
روی هم چینی
روی هم افت
روی هم افتادن
روی هم افتاده
روی هم انباشتن
روی هم ریختن
روی هم ریختن اموال
روی هم قرار گرفته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
روی هم. [ ی ِ هََ ] ( ق مرکب ) جمعاً. مجموعاً. ( فرهنگ فارسی معین ). مجموع. ( یادداشت مؤلف ) ( لغات فرهنگستان ). || چیزی بالای چیز دیگری. ( فرهنگ فارسی معین ).
- روی هم رفتن ؛ متراکم شدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
جمعاً، کلاً.
فرهنگ معین
(یِ هَ ) (ق مر. ) جمعاً، مجموعاً.
فرهنگ فارسی
۱ - جمعا مجموعا . ۲ - چیزی بالای چیز دیگر .
مترادف و متضاد
wholly
(قید)
تماما، کاملا، روی هم، جمعا، بطور اکمل
overhand
(قید)
روی هم
in sum
(قید)
خلاصه، روی هم
کلمات مرتبط
روی هم رفته
روی هم چینی
روی هم افت
روی هم افتادن
روی هم افتاده
روی هم انباشتن
روی هم ریختن
روی هم ریختن اموال
روی هم قرار گرفته
نظرات