هزال . [ هَُ ] (ع مص ) لاغر گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِمص ) لاغری . (منتهی الارب ). نزاری . نحول . نحیفی . نحافت . (یادداشت به خط مؤلف ). قلت گوشت و پیه . نقیض سمن . (از اقرب الموارد).
لاغری.
بسیارشوخ؛ بسیارشوخیکننده.
(هُ) [ ع . ] (اِ.) لاغری .
(هَ زّ) [ ع . ] (ص .) بسیار شوخی کننده .
بذلهگو، شوخ، لطیفهپرداز، لطیفهگو، لوده، هزلگو ≠ جدی