هازل. [ زِ ] ( ع ص ) هزل گو، مقابل جدگو. ( قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) :
هر جدی هزل است پیش هازلان
هزلها جد است پیش عاقلان.
مولوی.
|| بیهوده گوی. || لطیفه گوی. ( ناظم الاطباء ). || بازی کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بیهوده. ( منتهی الارب ). || مسخره. ( نصاب الصبیان ).