۱. فرو افتاده: ◻︎ یکی نیزه انداخت بر پشت اوی / نگونسار شد خنجر از مشت اوی (فردوسی: ۱/۱۴۳ حاشیه).
۲. (اسم) (زیستشناسی) = گل۱ 〈 گل نگونسار
کج، کژ، معوج
سرنگون، معکوس، نگون، نگونسر، وارو، واژگون ≠ راست
۱. سرنگون، معکوس، نگون، نگونسر، وارو، واژگون
۲. کج، کژ، معوج ≠ راست