نگه دارنده. [ ن ِ گ َه ْ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) حافظ. مستحفظ. ( ناظم الاطباء ). نگاه دارنده.نگاه دار. نگه دار. رجوع به نگاه دار شود : نگه دارنده بالا و پستی گوا بر هستی او جمله هستی.
نظامی.
فرهنگ عمید
حفظ کننده.
دانشنامه عمومی
نگهبان،مانع از بین رفتن چیزی
نگهدارنده یا کلمپ برای نگهداری بافت و سایر مواد در هنگام عمل جراحی طراحی شده اند.کلمپ هموستاتهموستات _ آلیس _ کلمپ بابکوک _ چنگ زننده ها و نگه دارنده ها _ سوزن گیر _ شان گیراین وسیله جهت بندایش خون بکار گرفته می شود. کلمپ هموستات (کلمپ هموستاتیک یا هموستاز) ابزار حیاتی در انجام هر گونه عمل جراحی از قبیل عمومی یا اختصاصی به حساب می آید و در ست جراحی عمومی و اختصاص...
مترادف و متضاد
conservator(اسم)
نگهدارنده، نگهبان
retentive(صفت)
ضابط، نگهدارنده، حافظ، ضبط کننده قابض
واژه نامه بختیاریکا
گِلُو
فرهنگستان زبان و ادب
{retainer} [پزشکی-دندان پزشکی] 1. بخشی از یک پُل که پُل دیس را به دندان متصل می کند
2. قلاب یا چفت یا وسیلۀ دیگری که باعث ثبات و پایداری دندانواره می شود
3. هریک از دستگاه های (appliances ) ثابت یا متحرک که پس از اتمام درمان های دندان آرایی (orthodontic ) از آن ... [علوم و فنّاوری غذا] ← مادۀ نگه دارنده