نوند. [ ن َ وَ ] (اِخ ) نام مکانی که آتشکده ٔ برزین در آنجا بود . (برهان قاطع) (از انجمن آرا) : بجائی کجا نام او بد نوند بدو اندرون کاخهای بلند، کجا آذر بر زبر زین کنون بدانجا فروزد همی رهنمون .
فردوسی .
|| نام کوهی است . || نام مبارزی ایرانی که پسر او فرهاد نام داشته . (برهان قاطع). نوند....
فرهنگ عمید
۱. تندوتیز. ۲. (اسم ) کشتی. ۳. (اسم ) اسب یا شتر تیزرو: یکی را بهایی به تن درکشد / یکی را نوندی کشد زیر ران (فرخی: ٢٤٨ ). ۴. (اسم ) پیک یا سوار تندرو.