کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نونده | کلماتور
معانی کلمه : نونده
تلفظ بین المللی :
/nˈuːndeː/
تلفظ :
[n'u:nde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
ژان نوزدهم
علی نوده
قوری نوده
تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم
ده تا نوزده سالگی
عدد نوزده
نوزده تایی
نوزدهمین
نوزدهمین مرتبه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نونده .
[ ن ُ وَ دَ
/
دِ ] (ص ) هر چیز تازه پیدا شده و تازه به عرصه آمده . (ناظم الاطباء)؟
نونده. [ ن َ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) اسب. ( صحاح الفرس ). اسب جلد و تند و تیز. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). اسب تیزرو خصوصاً. ( رشیدی ). رجوع به نوند شود. || تخم سپند. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ). || ( ص ) تیزرونده عمو...
فرهنگ عمید
۱. لرزنده، جنبنده.
۲. [مجاز] تیزفهم: هیچ مبین سوی او به چشم حقارت / زآنکه یکی جلد گربز است و نونده (یوسف عروضی: شاعران بی دیوان: ۳۵۰ حاشیه ).
کلمات مرتبط
ژان نوزدهم
علی نوده
قوری نوده
تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم
ده تا نوزده سالگی
عدد نوزده
نوزده تایی
نوزدهمین
نوزدهمین مرتبه
نظرات