نمدار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مرطوب. دارای تری اندک. ( ناظم الاطباء ). نمگن. || ( اِ مرکب ) درختی است از انواع زیزفون که در جنگل های شمال ایران فراوان است و نام محلی آن پالاد و پالاس است. رجوع به جنگل شناسی ج 6 ص 127 شود.
فرهنگ عمید
دارای نم، نمناک، مرطوب.
دانشنامه آزاد فارسی
نَمْدار (lime)نَمْدارگروهی از درختان برگ ریز، بومی نیمکره شمالی، متعلق به جنس نمدار، تیرۀ نمدار. برگ هایی به شکل قلب، با دندانه های زبر، و گل هایی کرم رنگ و معطر دارند. نمدار معمولی یا زیرفون (Tilia vulgaris)، دارای گل هایی معطر و به رنگ سبز مایل به زرد است که به صورت خوشه ای روی ساقه ای بال دار قرار گرفته اند و به میوه های گرد کوچکی تبدیل می شوند. از این جنس فقط گونه تیلیا پلاتی فیلّا (T. platiph...
گویش مازنی
/nam daar/ از گونه های درختان جنگلی – درخت نم دار
مترادف و متضاد
رطوبتدار، مرطوب، نمسار، نمناک، نمور
humid (صفت)ابدار، نمناک، مرطوب، تر، بخاردار، نمدارmoist (صفت)گریان، نمناک، مرطوب، تر، نمدار، پر از ابlinden (صفت)نمدار...
واژه نامه بختیاریکا
تَر نَم
فرهنگستان زبان و ادب
{Tilia} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از نمداریان درختی بزرگ خزان دار با حدود 30 گونه که در نواحی معتدل شمالی می رویند؛ برگ هایشان قلبی شکل و معمولاً نامتقارن است و در کنار پرچم های گل، فلسی گلبرگ مانند وجود دارد