Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نفس زدن

تلفظ بین المللی : /nˈafas zˈadan/ تلفظ :‌ [n'afas z'adan]
لغت نامه دهخدا
  • نفس نفس زدن
  • تند تند نفس زدن
  • نفوس زدن
  • میان دو نفر را بهم زدن
  • نفوس بد زدن
  • نفس
  • نفس اماره
  • نفس بریده
  • نفس خود
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نفس زدن. [ ن َ ف َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) دم زدن. نفس کشیدن. ( ناظم الاطباء ). زیستن. زندگی کردن : خاقانیا نفس که زنی خوش زن کانجا قبول خوش نفسان دارند.خاقانی.یک دو نفس خوش زن و جانی بگیرخرقه درانداز و جهانی بگیر.نظامی.تا به جهان در نفسی می زنی به که در عشق کسی می زنی.نظامی.تا نه تصور کنی که بی تو صبورم هر نفسی می زنم ز بازپسین است.سعدی.نفسی می زنم آسوده و عمری بسر آرم.سعدی ( گلستان ).- نفس زدن صبح ؛...

کلمات مرتبط

  • نفس نفس زدن
  • تند تند نفس زدن
  • نفوس زدن
  • میان دو نفر را بهم زدن
  • نفوس بد زدن
  • نفس
  • نفس اماره
  • نفس بریده
  • نفس خود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات