نصل . [ ن َ ] (اِخ ) ستاره از قدر چهارم در نوک صورت سهم . (یادداشت مؤلف ).
نصل. [ ن َ ] ( ع اِ ) آهن تیر و سنان و شمشیر و کارد مادام که مِقْبَض و دسته ای نداشته باشد . ( از اقرب الموارد ). آهن [ تیغه یا پیکان ] بدون قبضه نیزه و تیر و کارد و شمشیر. ( از معجم متن اللغة ) ( از المنجد ). پیکان. ( دهار ). ج ، انصل ، نص...
فرهنگ عمید
۱. پیکان، سرنیزه. ۲. تیغۀ کارد یا شمشیر.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) پیکان ، نیزه . ج . نِصال ، نصول و انصل .
فرهنگ فارسی
پیکان، سرنیزه، تیغه کاردیاشمشیر، نصول جمع ستاره از قدر چهارم در نوک صورت سهم ٠
دانشنامه عمومی
نَصْل (به معنی: سوفار) یا گاما کمان یک ستاره است که در صورت فلکی کمان قرار دارد.