معانی کلمه : نشست و برخاست
لغت نامه دهخدا
نشست و برخاست . [ ن ِ ش َ ت ُ ب َ ] (ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) معاشرت . آمد و رفت . || مجالست . مصاحبت . صحبت . || ادب . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
معاشرت . آمد و رفت . یا مجالست . مصاحبت . صحبت . یا ادب .
واژه نامه بختیاریکا
بلند نشین؛ ورست نشین
