نساجی. [ن َس ْ سا ] ( حامص ) بافندگی. شغل و صنعت نساج. ( ناظم الاطباء ). جولاهی. جولاهگی. جامه بافی. حوک. حیاک. حیاکت. || ( اِ ) آنجا که بافندگی کنند. جای بافندگی و جولاهگی و کارگاه پارچه بافی. کارخانه نساجی.
فرهنگ فارسی
۱ - شغل وعمل نساج نساجت ( هنربافندگی ) ۲ - ( اسم ) مالیات نساجی یاخمس نساجی .مالیات بیست درصدی که درقدیم بدستگاههای دستی نساجی تعلق میگرفت .
دانشنامه عمومی
پارچه بافی.
نساجی عبارتست از ریسندگی یا بافندگی، هنر بافتی است که در آن برای تولید پارچه، دو مجموعهٔ مجزا از نخ ها و رشته ها که تار و پود نامیده می شوند، در هم بافته شوند. رشته های تار در قطعهٔ پارچه به صورت طولی، و رشته های پود در عرض از این سو به آن سو می روند.صنعت نساجیمهندسی نساجیرنگرزیبافندگینخالیافپارچهتکسچرایزینگصنعت پوشاک در ایران باستاندانش نساجی در مورد الیاف و نخ های کاربردی در صن...
مترادف و متضاد
بافندگی، جولاهی
loom(اسم)
نساجی، دستگاه بافندگی، کارگاه بافندگی، جلوهگری از دور، جولایی