Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پارچه

تلفظ بین المللی : /pˈɑrtʃe/ تلفظ :‌ [p'ARtSe]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • پارچَه
  • پارچه دمشقی
  • پارچه پیچازی
  • پارچه ء قنداق
  • پارچه ابریشم طبیعی
  • پارچه ابریشمی
  • پارچه ابریشمی خشن چینی
  • پارچه ابریشمی گل برجسته
  • پارچه ارگاندی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

پارچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) ( از پاره ، قطعه. جزء و چه علامت تصغیر ) جامه. منسوج. نسیج. نسیجه. قماش. || قطعه. برخ. پاره. تکه : یک پارچه یخ ، یک پارچه سنگ : و نماز دیگر آن روز صلتی از آن وی رسول دار برد دویست هزار درم و اسبی باستام زر و پنجاه پارچه جامه نابریده. ( تاریخ بیهقی ).- پارچه ای ؛ پاره ای. کمی : ای روی ترا ز حسن بازارچه ای در من نگر از چشم کرم پارچه ای.ابراهیم بن حسین نسفی.|| پاچه. ط...

فرهنگ عمید

۱. هرچیز بافته شده از پنبه، پشم، یا ابریشم، جنس ذرعی.
۲. پاره و تکۀ چیزی: یک پارچه سنگ، یک پارچه آجر.
۳. واحد شمارش آبادی و ملک.

فرهنگ معین

(چِ ) (اِمصغ . ) ۱ - پاره ، تکه . ۲ - هر چیز بافته شده .

فرهنگ فارسی

هرچیزبافته شده ازپنبه یاپشم یاابریشم
( اسم ) پاچه خوراک پاچ. گوسفند.
جامه منسوج

دانشنامه عمومی

پارچه لایه ای نرمش پذیر است که از شبکه ای از نخ ها یا الیاف طبیعی یا مصنوعی تشکیل شده است؛ که نوع نخ ها یا الیاف و ساختار و نحوه قرارگیری آن ها در کنار یکدیگر ساختمان پارچه و خصوصیات فیزیکی آن را به وجود می آورد.پارچه را از روش های بافت تاری-پودی، بافت حلقوی (کش بافی یا قلاب بافی)، روشهای بی بافت، گره زدن تولید می شود.چیت (= پارچهٔ پنبه ای و نقش داری که بیشتر مزین به نقش گل های کوچک و بزرگ بود)چلو...

گویش اصفهانی

تکیه ای: pârča
طاری: pârča
طامه ای: pârča
طرقی: pârča
کشه ای: pârča
نطنزی: pârča

مترادف و متضاد

لخت

قماش، منسوج

پاره، تکه، قطعه

۱. قماش، منسوج
۲. پاره، تکه، قطعه
۳. لخت

stuff (اسم)ماده، چرند، کالا، چیز، جنس، پارچهlot (اسم)سهم، محوطه، قسمت، کالا، تکه، قطعه، بخش، پارچه، توده انبوه، قواره، سرنوشت، قرعه، بهره، قطعه زمین، چندین، جنس عرضه شده برای فروشpiece (اسم)سر، خرده، دانه، مهره، تکه، قطعه، لقمه، پاره، بخش، نمونه، پارچه، کمی، عدد، اسلحه گرم، قطعه ادبی یا موس...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پارچه به تاروپودهای درهم تنیده از الیاف پنبه، پشم و مانند آن گفته می شود. از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلاة، تجارت، شفعه و قضاء سخن رفته است.واجب است میت در سه تکه پارچه (پیراهن، لنگ و سرتاسری) کفن شود. انداختن پارچه بر روی جنازهانداختن پارچه روی جنازه پس از مرگ و گرفتن آن بر روی قبر هنگام دفن میّت زن، مستحب است. استنجاء از غائط با هرچه که نجاست را برطرف می کند، از جمله پارچه جایز ...

کلمات مرتبط

  • پارچَه
  • پارچه دمشقی
  • پارچه پیچازی
  • پارچه ء قنداق
  • پارچه ابریشم طبیعی
  • پارچه ابریشمی
  • پارچه ابریشمی خشن چینی
  • پارچه ابریشمی گل برجسته
  • پارچه ارگاندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات