نخکله. [ ن َ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) گوزی سخت. ( لغت فرس اسدی ). گوز سخت. گردوی سوزنی. ( فرهنگ نظام ). گردکانی را گویند که سخت باشد و زود نشکند و مغزش به دشواری برآید. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). و آن راچارمغز نیز گویند زیرا که مغزش چهارپاره است. ( انجمن آرا ). گردو سوزنی. گردو سنجاقی. گردکانی که مغزش به زحمت با سوزن و سنجاق برآید. ( فرهنگ خطی ). در سبزوارگردوی سوزنی ن...
فرهنگ عمید
گردویی که پوست سخت داشته باشد: گرچه سختی چو نخلکه مغزت / جمله بیرون کنم به چاره گری (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۹۰ ).
فرهنگ معین
(نَ کَ لَ ) (اِ. ) گردویی که پوست سخت داشته باشد. ۲ - کنایه از: آدم بی شرم و پررو.