معانی کلمه : نخاله
لغت نامه دهخدا
نخالة. [ ن ُ ل َ ] (ع اِ) رجوع به نخاله شود.
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه، مجاز] بی ادب، جاهل.
۲. (اسم ) ضایعات مصالح ساختمانی.
۳. کالای نامرغوب.
۴. (اسم ) آنچه پس از الک کردن در غربال باقی می ماند.
۲. (اسم ) ضایعات مصالح ساختمانی.
۳. کالای نامرغوب.
۴. (اسم ) آنچه پس از الک کردن در غربال باقی می ماند.
فرهنگ معین
(نُ لِ ) [ ع . نخالة ] ۱ - (اِ. ) هرآنچه که بعد از الک کردن در الک باقی می ماند. ۲ - (عا. ) هر چیز بیهوده و به درد نخور. ۳ - بدجنس ، ناتو، حقه باز.
فرهنگ فارسی
← پسماند
مترادف و متضاد
بقایا، پسمانده
بدخلق، بیادب، خشن
بدجنس، حقهباز، ناتو، ناقلا
۱. بقایا، پسمانده
۲. بدخلق، بیادب، خشن
۳. بدجنس، حقهباز، ناتو، ناقلا
فرهنگستان زبان و ادب
[مهندسی محیط زیست و انرژی] ← پسماند
