نایاب. ( ن مف مرکب ) چیزی که بغایت کم یافته شود. ( آنندراج ). نادر. کمیاب. چیزی که یافت نشود. چیزی که میسر نگردد و موجود نشود. چیزی که قابل یافتن نباشد. ( ناظم الاطباء ). یافت ناشدنی : دو چشم مرد را از کام نایاب گهی بی خواب دارد گاه پرآب.( ویس و رامین ).با سخا و کرم تو به جهان هست نایاب چو سیمرغ فقیر.سوزنی.نیست در ایام چیزی از وفا نایاب ترکیمیا شد اهل بل کز کیمیا نایاب تر.خاقانی.امید وفا دارم هیها...
فرهنگ عمید
چیزی که پیدا نشود، ناپیدا، پیدا نشدنی، نادر، نایافت.
فرهنگ معین
(ص . ) نادر، کمیاب .
فرهنگ فارسی
ناپیدا، پیدانشدنی، نادر، نایافت هم گفته شده است ( صفت ) ۱ - آنچه که یافت نشود. ۲ - آنچه که کم یافت شودکمیاب نادر: نیست درایام چیزی ازوفانایاب تر کیمیاشداهل بل کزکیمیانایاب تر. ( خاقانی لغ. )
دانشنامه عمومی
نایاب، روستایی از توابع بخش صیدون شهرستان باغ ملک در استان خوزستان ایران است. این روستا در دهستان صیدون شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.