( صفت ) ۱ - چیزی که یافته نشود ممتنع الحصول : به نایافت زنجه مکن خویشتن که تیمارجان باشدورنج تن . ( شا.لغ. ) ۲ - معدوم ۳ - نایاب نادر.۴ - نایافتن : آن کس که بیافت دولتی یافت عظیم و آنراکه نیافت دردنایافت بس است . ( مجدالدین بغدادی تاریخ برگزیده لغ. ) ۵ - ( اسم ) نایابی یافت نشدن : المشاجره چریدن اشتردرخت راازنایافت گیاه