( صفت ) ۱ - دست نخورده : نابسوده دو دست رنگین کرد ناچشیده بتارک اندرتاخت . ( رودکی ) ۲ - استعمال نشده نو: سخن گفت ناگفته چون گوهراست کجا نابسوده ببند اندراست . ( شا.لغ. ) ۳ - سوده نشده نتراشیده : بودند دو لعل نابسوده دردرج و فابمهر بوده . ( نظامی ) مقابل بسوده .