میروک. ( اِ ) مور خرد و مورچه. ( ناظم الاطباء ). مورچه. ( از شعوری ج 2 ورق 364 ) . مورچه بود. ( لغت فرس اسدی ) ( فرهنگ اوبهی ). به معنی مورچه باشد. ( انجمن آرا ). به معنی مورچه باشد و بدل مورک است. ( آنندراج ). به معنی مورچه باشد که مصغر مور است و از حشرات الارض باشد. ( برهان ). مورک. مورچه. مور خرد. ( یادداشت لغت نامه ). در لغت نامه اسدی می نویسد: میروک مورچه بود و بیت عنصری را شاهد می آورد: چو م...
فرهنگ عمید
مورک، مور، مورچه: چو میروک را بال گردد هزار / برآرد پَر از گردش روزگار (عنصری: ۳۵۵ ).