کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متروکات | کلماتور
معانی کلمه : متروکات
تلفظ بین المللی :
/matrˈukɑt/
تلفظ :
[matR'ukAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متروکیت
شهرستان هیگاشی موروکاتا میازاکی
شبه متروکه
کافت متروک
متروک
متروک شدن
متروکه
متروکه سازی خط
متواتر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
متروکات. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ترکه. مرده ریگ.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مأخوذ ازتازی ، اثاث البیت ، و هر چیز که پس از کسی باقی ماند خواه آنکس زنده باشد و یا مرده. ما ترک. || رخت و اسباب غیر لازم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به متروکه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع متروکه .
مترادف و متضاد
ماترک، مردهریگ، میراث
کلمات مرتبط
متروکیت
شهرستان هیگاشی موروکاتا میازاکی
شبه متروکه
کافت متروک
متروک
متروک شدن
متروکه
متروکه سازی خط
متواتر
نظرات