معانی کلمه : میان بستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(بَ تَ ) (مص ل . ) آماده شدن .
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> میان بستن
برای انجام کاری آماده شدن
برای انجام کاری آماده شدن
مترادف و متضاد
۱. کمربستن
۲. آماده شدن، مهیا شدن

۱. کمربستن
۲. آماده شدن، مهیا شدن