میان . [ م َی ْ یا ] (ع ص ) بسیار دروغگوی . (ناظم الاطباء). دروغگوی . (منتهی الارب ).
۱. وسط.
۲. درون؛ داخل.
۳. (زیستشناسی) [قدیمی] کمر.
۴. [قدیمی] کمربند.
۵. [قدیمی] غلاف.
〈 میان بستن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. کمربند بستن.
۲. [مجاز] آماده شدن برای کاری.
مابین
تو، داخل
بین، مرکز، میانه، وسط
۱. بین، مرکز، میانه، وسط
۲. کمر
۳. تو، داخل
۴. مابین