می پخته. [ م َ / م ِ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) دوشاب. ( ناظم الاطباء ). به معنی دوشاب است. ( برهان ). || دوشاب قوام آورده. ( ناظم الاطباء ). دوشابی را گویند که چندان بجوشانند که به قوام آید. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). || رب. ( دهار ). || می کهنه را گویند و نو را خام گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). باده کهنه. ( یادداشت مؤلف ) : گر می پخته نیست خام بیارکهنه گر نیست نو مدام بیار....
فرهنگ فارسی
( اسم ) شرابی است که از جوشاندن فشرده یا مویز و خرما و دو برابر آن آب بعمل آید. این شراب را اگر باندازه ای بجوشانند که دو سوم آن تبخیر شده یک سوم باقی بماند بمذهب امام ابوحنفیه بشرط آنکه بمقدار مسکر ننوشند حلال است . مقصود از مثلث و می پخته سیکی که دراصطلاح فقها و شعرا آمده است همین شراب است.در عقار آمده : [ جمهوری هومائ العنب الذی طبخ حتی ذهب نصفه فی الطبخ ...وان طبخ حتی یبقی ربعه سمی میبختج . ] ...