می . [ م َ ] (اِخ ) رودخانه یا نهری است از انهار فارس در رامهرمز، آبش شیرین و گوارا، آب چشمه ٔ بوالفریس و چشمه ٔ سیدان بهم پیوسته رودخانه می شود. (از فارسنامه ٔ ناصری ).
۱. باده؛ شراب.
۲. شراب انگوری.
۳. نوشابۀ الکلی.
جزء پیشین افعال که بر استمرار یاالتزام دلالت میکند: ◻︎ وگر میبرآید به نرمیّ و هوش / به تندی و خشم و درشتی مکوش (سعدی۱: ۷۴).
مو
(با کسره میم ) مگه _ ممکن نبودن _ به نظر میرسد با واژه mayانگلیسی که به معنای ممکن بودن است هم ریشه باشد که دقیقا تلفظ آنها یکی است
۱مو ۲چاله – فرورفتگی
مغز یا ماده وسط هر چیز
مو
باده، ساغر، شراب، صهبا، مل، نبیذ، سلاف