کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مژده-امدن | کلماتور
معانی کلمه : مژده امدن
تلفظ بین المللی :
/mˈoʒdeː ˈaːmdan/
تلفظ :
[m'oZde: 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مژده آمدن
محل امانت گذاری استخوان مرده
مژده
مژده انداختن
مژده اور
مژده اوردن
مژده اورنده
مژده بر
مژده بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مژده آمدن )
مژده آمدن. [ م ُ دَ / دِ م َ دَ] ( مص مرکب ) وصول خبرخوش. رسیدن بشارت :
ای خداوندی که هر روز از درت
مژده فتحی دگر می آیدم.
خواجه سلمان ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مژده آمدن )
رسیدن بشارت
کلمات مرتبط
مژده آمدن
محل امانت گذاری استخوان مرده
مژده
مژده انداختن
مژده اور
مژده اوردن
مژده اورنده
مژده بر
مژده بردن
نظرات