Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهربان سوز

تلفظ بین المللی : /mˈeːhrbɑn sˈuːz/ تلفظ :‌ [m'e:hRbAn s'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سوزوکی مهران
  • مهربان
  • مهربان کاری
  • مهربان باش بپیچان
  • مهربان علیوا
  • غریب مهربان
  • با هم مهربان بودن
  • دایه مهربان تر از مادر
  • دایه ی مهربان تر یا دلسوزتر از مادر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مهربان سوز. [ م ِ ] ( نف مرکب ) سوزنده عاشق. که موجب سوز و گداز عاشق شود. که محب را به سوز و گداز افکند :
هریک از چهره عالم افروزی
مهرسازی و مهربان سوزی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

سوزنده عاشق که موجب سوز و گداز عاشق شود .

کلمات مرتبط

  • سوزوکی مهران
  • مهربان
  • مهربان کاری
  • مهربان باش بپیچان
  • مهربان علیوا
  • غریب مهربان
  • با هم مهربان بودن
  • دایه مهربان تر از مادر
  • دایه ی مهربان تر یا دلسوزتر از مادر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات