کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منقضی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : منقضی شدن
تلفظ بین المللی :
/monq1ˈazi ʃˈodan/
تلفظ :
[monq1'azi S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متقاضی شدن
منقضی
منقضی کردن
زبیب منقی
مقضی
مقضی المرام
مقضی الوطر
منتضی
منقض
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سپری شدن گذشتن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
سپریشدن، گذشتن، به سر رسیدن، پایان یافتن، سرآمدن، انقضا یافتن، خاتمه یافتن ≠ شروعشدن
expire (فعل)ب انتها رسیدن، سپری شدن، مردن، سرامدن، منقضی شدن، تمام شدن، بپایان رسیدن، دم براوردنmature (فعل)سنگین کردن، کامل کردن، منقضی شدن، رشد کردن، بحد بلوغ یا رشد رساندنelapse (فعل)سپری شدن، گذشتن، منقضی شدن...
کلمات مرتبط
متقاضی شدن
منقضی
منقضی کردن
زبیب منقی
مقضی
مقضی المرام
مقضی الوطر
منتضی
منقض
نظرات