کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منفرد-کردن | کلماتور
معنی کلمه : منفرد کردن
تلفظ بین المللی :
/monfˈared kˈardan/
تلفظ :
[monf'aRed k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
منفرد ذکر کردن
مفرد کار کردن
متفرق کردن
مجرد کردن
متفرق کردن یا شدن
متنفر کردن
مجرد و عزب زندگی کردن
منفرد
منفرد سازی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
isolate
(فعل)
مجزا کردن، سوا کردن، منفرد کردن، در قرنطینه نگاهداشتن، تنها گذاردن، عایق دار کردن
کلمات مرتبط
منفرد ذکر کردن
مفرد کار کردن
متفرق کردن
مجرد کردن
متفرق کردن یا شدن
متنفر کردن
مجرد و عزب زندگی کردن
منفرد
منفرد سازی
نظرات