منصوبة. [ م َ ب َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث منصوب . ج ، منصوبات . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منصوب و منصوبات شود. || حیله و گویند: «سوی فلان منصوبة» و آن در اصل صفت دام شکار است و سپس در معنی اسم به کار رفته مانند دابة و عجوز. (از اقرب الموارد).
( منصوبة ) منصوبة. [ م َ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث منصوب. ج ، منصوبات. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به منصوب و من...
۱ - ( اسم ) مونث منصوب ۲ - یکی از هفت بازی نرد . ۳ - نخستین بازی شطرنج : [ اما شطرنجی باختند که به منصوبه شهامت خصم شهمات شد . ] ( جوامع الحکایات ۴ ) ۱۹ - ۱۸ :۱ - بساط شطرنج : [ منصوبه درین عرصه که چیده است چنین کز دل برد آرام و دل آرام دهد ? ] ( ملا طغرا )تانیث منصوب . منصوبات یا حیله و گویند : سوی فلان منصوبه و آن در اصل صفت دام شکار است و سپس در معنی اسم به کار رفته مانند دابه و عجوز ....