منش. [ م َ ن ِ ] ( اِ ) خوی و طبیعت ، چه منشی به معنی طبیعی است. ( برهان ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). خوی و طبع و طبیعت و خصلت و نهاد و سرشت. ( ناظم الاطباء ). فطرت. طینت. جبلت. عادت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : به هر نیک و بد هر دوان یک منش به راز اندرون هر دوان بدکنش.ابوشکور.ترا گر منش زآن من برتر است پدر جوی و راز تو با مادر است.فردوسی.ز کردار بد دور داری منش نپیچی ز بیغاره و سرزنش.فرد...
فرهنگ عمید
۱. خو، سرشت، طبیعت. ۲. همت.
فرهنگ معین
(مَ نِ ) [ په . ] (اِمص . ) خوی ، سرشت .
فرهنگ فارسی
منشن: خو، سرشت، طبیعت، به معنی همت هم گفته شده ۱ - ( اسم ) اندیشه کردن تفکر: [ معجز پیغمبر مکی تویی به کنش و به منش و به گوشت . ] ( محمد مخلد سگزی . تاریخ سیستان ص ۲ ) ۲۱۲ - ( اسم ) خوی عادت طبیعت . ۳ - طبع بلند شخصیت عالی : [ ولیکن هر آن کس گزیند منش بباید شنیدش بسی سرزنش . ] ( شا.بخ ۱۶۹ : ۱ )
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: maneš) اخلاق و رفتاری که ناشی از خوی و خصلتها و عادتهای رفتاری یک شخص است ، خوی، طبیعت ؛ شخصیت برجسته و عالی ، طبع عالی ؛ (درقدیم) اندیشه ، تفکر ؛ تصمیم ، قصد ، نیت؛ مزاج .
اسم: منش (پسر) (پهلوی) (تلفظ: maneš) (فارسی: مَنِش) (انگلیسی: manesh) معنی: خو، سرشت، طبیعت، همت، اخلاق و رفتاری که ناشی از خوی و خصلت ها و عادت های رفتاری یک شخص است، خوی، شخصیت برجسته و عالی، طبع عالی، ( درقدی...