( صفت اسم ) قی استفراغ شکوفه : [ آن چنان مردم که طشت از زن نهان داد با خمار و رطلی برکشید . ] [ پس صداعش کرد و اشکوفش فتاد بانگ میزد زن که طشتش آورید . ] [ مرد گفت : آن مرده ری بود اربجا این منش گردا بمن کی میرسید ? ] ( علی اکبردهخدا ] توضیح این قطعه در مجموعه دهخدا . چا. ۱ درج نشده .