دارای انسجام
دارای انسجام، محکم و یکپارچه، سخن دارای نظم و استحکام
منسجم بودن
to cohere, to be coherent, to be consistent, to be well-wrought
هماهنگ
انسجامیافته، باانسجام، ساختاریافته، پیوسته، سیستماتیک، مدون، نظاممند، یکپارچه ≠ غیرمنسجم