کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منتسب-کردن | کلماتور
معنی کلمه : منتسب کردن
تلفظ بین المللی :
/montˈaseb kˈardan/
تلفظ :
[mont'aseb k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مناسب کردن
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
متناسب کردن
منتسب
سرعت جریان آزاد منتخب
عرصه های مناسب تفریحی
علی محتسب
علی منتخب
کیفیت مناسب پخش
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
وابسته کردن
نسبت دادن، انتساب دادن
۱. نسبت دادن، انتساب دادن
۲. وابسته کردن
relegate (فعل)واگذار کردن، طبقه بندی کردن، انداختن، منتسب کردنrefer (فعل)عطف کردن، ذکر کردن، فرستادن، مراجعه کردن، منسوب بودن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، عطف کردن به...
کلمات مرتبط
مناسب کردن
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
متناسب کردن
منتسب
سرعت جریان آزاد منتخب
عرصه های مناسب تفریحی
علی محتسب
علی منتخب
کیفیت مناسب پخش
نظرات