کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منبسط-کردن | کلماتور
معنی کلمه : منبسط کردن
تلفظ بین المللی :
/monbˈaset kˈardan/
تلفظ :
[monb'aset k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مربوط کردن
مربوط به تهیه کردن چیزی
ملبس کردن
مناسب کردن
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
منبسط
منبسط شدن
منبسط شدنی
منبسط شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
amplify (فعل)افزودن، بزرگ کردن، تقویت کردن، وسعت دادن، مفصل کردن، مفصل گفتن، بالا بردن، بزرگ شدن، منبسط کردن، تشدید کردنstretch (فعل)منبسط کردن، کشیدن، بسط دادن، طولانی کردن، امتداد دادن، کش دادن، کش امدن، کش اوردن، گشاد شدنexpand (فعل)منبسط کردن، پهن کردن، توسعه دادن، بسط دادن، منبسط شدن، بسط یافتن، به تفصیل شرح دادنbroaden (فعل)منبسط کردن، وسیع کردن، پهن کردن، عریض کردنdilate (فعل)بزرگ کردن، منب...
کلمات مرتبط
مربوط کردن
مربوط به تهیه کردن چیزی
ملبس کردن
مناسب کردن
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
منبسط
منبسط شدن
منبسط شدنی
منبسط شده
نظرات