کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مربوط-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مربوط کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈarbut kˈardan/
تلفظ :
[m'aRbut k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مربوط به تهیه کردن چیزی
مجبور کردن
با سرنیزه مجبور کردن
وادار یا مجبور کردن
مربوط
مربوط ب اشعار حماسی
مربوط ب امریکا
مربوط ب دایی
مربوط ب لباس مردانه
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ربط دادن وابسته کردن .
مترادف و متضاد
ربطدادن، ارتباط دادن، مرتبط ساختن
connect
(فعل)
پیوستن، متصل کردن، عطف کردن، بستن، وصل کردن، مربوط کردن، با هم متصل کردن
کلمات مرتبط
مربوط به تهیه کردن چیزی
مجبور کردن
با سرنیزه مجبور کردن
وادار یا مجبور کردن
مربوط
مربوط ب اشعار حماسی
مربوط ب امریکا
مربوط ب دایی
مربوط ب لباس مردانه
نظرات