ممتثل . [ م ُ ت َ ث َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از امتثال . پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه اﷲ ممتثل گشت . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص 168). رجوع به امتثال شود.
ممتثل . [ م ُ ت َ ث ِ ] (ع ص ) مثل آورنده . داستان زننده . || داستان گوینده . || تصورنماینده و با خود صورت بن...
فرهنگ فارسی
نعت مفعولی از امتثال . پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه الله ممتثل گشت .