( ملک آرای ) ملک آرای. [ م ُ ] ( نف مرکب ) ملک آرا. کسی که آرایش می کند و مرتب می کند مملکت را. ( ناظم الاطباء ). که موجب نظم و رونق مملکت است : به شمشیر از جهان برداشت نام خسروان یکسرنماند از بیم آن شمشیرملک آرای گیتی بان.فرخی.همه ترکستان بگرفت و به خانه بنشست به شرف روزفزون و به هنر ملک آرای.فرخی.رای ملک آرایت این معنی در این فکرت بدیدقوت خویش آشکارا کرد و ضعف من نهان.عثمان مختاری ( دیوان چ همای...
فرهنگ فارسی
( ملک آرا ی ) ( صفت ) آنکه موجب آرایش و رونق پادشاهی و کشور است : [ ماه ملک آرا غیاث الدین محمد آنکه هست بر مراد خاطر او چرخ و انجم را مدار . ] ( وحشی بافقی . چا . امیر کبیر . ۱۹۹ )