ملاطفة. [ م ُ طَ ف َ ] (ع مص ) با کسی لطف کردن . (تاج المصادر بیهقی ) نیکویی کردن و نرمی نمودن با هم . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). و رجوع به ملاطفت و ملاطفه شود.
ملاطفه. [ م ُ طَ ف َ / طِ ف َ ] ( از ع ، اِمص ) با کسی نکویی کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی ، ملاطفت. ( ناظم الاطباء ). ملاطفة : او را با محبوب خود در سر معامله ...
فرهنگ معین
(مُ طَ فَ ) [ ع . ملاطفة ] (مص ل . ) نیکویی و نرمی کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) نیکویی کردن با کسی . ۲ - نرمی کردن . ۳ - ( اسم ) نامه ای کوچک که بطریق ایجاز حاوی خلاصه مطالب باشد ملطفه : [ مشرفه شریف و ملاطفه لطیف که مشحون بصنوف وداد و موشح بالوف اتحاد بود رسید . ] ( مکاتبات رشیدی .۳۲ ) با کسی لطف کردن . نیکویی کردن و نرمی نمودن با هم .