معانی کلمه : ملاحده
لغت نامه دهخدا
ملاحدة. [ م َ ح ِ دَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ملحد. (از اقرب الموارد). رجوع به ملحد و ماده ٔ بعد شود.
ملاحدة. [ م ُ ح َ دَ ] (ع مص ) با همدیگر کج خواهی نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. = ملحد
۲. پیروان حسن صباح. = اسماعیلیه
۲. پیروان حسن صباح. = اسماعیلیه
فرهنگ معین
(مَ حِ دِ ) [ ع . ملاحدة ] (ص . اِ. ) جِ ملحد، ۱ - کافران . ۲ - لقب پیروان حسن صباح .
فرهنگ فارسی
پیروان حسن صباح . این لقب را دشمنان اسماعیلیه بر آنان نهاده اند فاطمیان .
جمع ملحد
( صفت اسم ) جمع ملحد : ۱ - منکران خدا بی دینان . ۲ - پیروان حسن صباح را دشمنانشان بدین نام میخواندند
جمع ملحد .
جمع ملحد
( صفت اسم ) جمع ملحد : ۱ - منکران خدا بی دینان . ۲ - پیروان حسن صباح را دشمنانشان بدین نام میخواندند
جمع ملحد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ملحدان، ملحدها، کافران، بیدینان، کفار، ایمانباختگان، بدکیشان، زندیقان، مشرکان ≠ مومنان
