Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقید کردن

تلفظ بین المللی : /moq1ˈajjad kˈardan/ تلفظ :‌ [moq1'ajjad k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • با سند مقید کردن
  • مقید و محصور کردن
  • مزید کردن
  • مقیم کردن
  • مقید
  • مقید ساختن
  • مقید شدن
  • مقید به اداب ورسوم اداری
  • مقید نشده
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - در بند کردن : [ ... چه از جور و ظلم که در طبیعت او مفطور و مرکوز است مرا بیگناه مقید و محبوس کرده ... ] ( سلجوقنامه . ظهیری . چا . خاور . ۲ ) ۱۳ - علاقمند بچیزی کردن .

مترادف و متضاد

متعهد کردن

گرفتار کردن، دربند کردن

پای‌بند کردن، وابسته کردن

۱. پایبند کردن، وابسته کردن
۲. متعهد کردن
۳. گرفتار کردن، دربند کردن

bind (فعل)بهم پیوستن، چسباندن، بستن، صحافی کردن و دوختن، گرفتار و اسیر کردن، مقید کردن، جلد کردن، مقید و محصور کردن، متعهد و ملزم ساختن، الزام اور و غیر قابل فسخ کردنcondition (فعل)مقید کردن، شایسته کردن، شرط نمودنfetter (فعل)مقید کرد...

کلمات مرتبط

  • با سند مقید کردن
  • مقید و محصور کردن
  • مزید کردن
  • مقیم کردن
  • مقید
  • مقید ساختن
  • مقید شدن
  • مقید به اداب ورسوم اداری
  • مقید نشده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات