کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقید و محصور کردن
تلفظ بین المللی :
/moq1ˈajjad vˈa mˈahsuːr kˈardan/
تلفظ :
[moq1'ajjad v'a m'ahsu:R k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مطلق و مقید
تعارض مطلق و مقید
تعاریف مطلق و مقید
جمع بین مطلق و مقید
مطلق و مقید ایجابی
مطلق و مقید سلبی
مطلق و مقید عنوانی
مطلق و مقید متحد الحکم
مطلق و مقید متحد السبب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
bind
(فعل)
بهم پیوستن، چسباندن، بستن، صحافی کردن و دوختن، گرفتار و اسیر کردن، مقید کردن، جلد کردن، مقید و محصور کردن، متعهد و ملزم ساختن، الزام اور و غیر قابل فسخ کردن
کلمات مرتبط
مطلق و مقید
تعارض مطلق و مقید
تعاریف مطلق و مقید
جمع بین مطلق و مقید
مطلق و مقید ایجابی
مطلق و مقید سلبی
مطلق و مقید عنوانی
مطلق و مقید متحد الحکم
مطلق و مقید متحد السبب
نظرات