کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقذعر | کلماتور
معنی کلمه : مقذعر
تلفظ بین المللی :
/maq1ˈazʔar/
تلفظ :
[maq1'az?aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زاویه ٔ مقعر
اینه مقعر
قوس مقعر
مقعر
عدسی محدب یاایینه مقعر
چندضلعی مقعر
محدب و مقعر
مقعر الطرفین
مقعر کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقذعر. [ م ُ ذَ ع ِرر ] ( ع ص ) مرد آماده دشنام و بدی را که همیشه بینی پرباد و خشمگین باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرد آماده برای شر و دشنام گویی و جنگ. مقذحر. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
زاویه ٔ مقعر
اینه مقعر
قوس مقعر
مقعر
عدسی محدب یاایینه مقعر
چندضلعی مقعر
محدب و مقعر
مقعر الطرفین
مقعر کردن
نظرات